برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01
برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01
سلام
باز هم امشب بخاطر گنجی که توی قلبم دارم به شدت بازخواست شدم.
و باز هم تحت فشار شدید قرار گرفتم که به دیگران نشونش بدم.
و باز هم همه جوره تهدید شدم بخاطر داشتنش و مخفی کردنش و غیره.
اما...
باز هم برای خودِ خودِ خودِ خودممممممممممممممممم نگهت میدارم...
96.12.15
برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01
برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01
برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01
برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01
سلام
امروز که توی آلبومهای قدیمی دنبال یه عکسی میگشتم که قبل یک ماهگی توی بغل مامان باشم... چه حالِ بدی داشتم که یه عکس درست و حسابی در همه ی کودکی پیدا نکردم که توی بغلت باشم مامان...
ولی بعدش...
این عکسی که از بین چند تا عکس دیگه انتخاب شد، واقعا حس مادرانگی کوچولوت رو میرسونه...
چقدر خوبی تو
برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01
برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01

سلام
توی همه ی شلوغی های این روزها، در لحظات خلوتِ ذهنی که پیدا میشه، تنها چیزی که آرامش عمیق رو توی قلبم جاری میکنه، فکر کردن به "دوست داشتنت" هست...
و پشتش، حس شکرگزاری عمیق، که باز هم هییییچی نیست از حجم حقِ شکر این نعمت.
الهی به عدد ما احاط به علمک، شکرتتتتتتت
برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01
برچسب: نویسنده: آراد صفری تاريخ: دوشنبه 21 اسفند 1396 ساعت: 2:01